قرار است در اسفند ماه۱۳۹۰ نمایندگان جدیدی جهت عضویت در مجلس شورای اسلامی انتخاب گردند٬ عده ای از افراد جهت راه یابی به مجلس و جلب آراء مردم ٬ ستاد انتخاباتی خود را فعال نموده و برای جمع کردن رای از انواع و اقسام تله ها استفاده می نمایند.چند تن از این نامزدها در مورد علت کاندیداتوری خود سخنان گهرباری بیان فرموده اند که برشما واجب شرعی است به سخنان این بزرگواران توجه نمایید وگرنه در روز قیامت بخاطر این گناه کبیره مجازات خواهید شد.

کاندیدای مردمی:من اصلا تمایلی به اینکار نداشته و ندارم٬مردم به من فشار آورده اند که خود را کاندید نماییم٬اگر من رای نیاورم ملت بی صاحب می شود.

کاندیدای مکتبی:بسم الله الرحمن الرحیم٬در این برهه احساس می کنم اسلام در خطر است٬برای نجات مکتبم خود را کاندید نموده ام٬به والله رغبتی به اینکار ندارم ولی وظیفه شرعی چیز دیگری است٬از آبروی خود می گذرم تا دینم را نجات بدهم٬اگرخدای ناکرده من رای نیاورم شکست اسلام حتمی است.

کاندیدای دلسوز: آقاجان بیکاری ملت را داغون کرده است٬برای اینکه بیکاران سر کار بگذارم خود را کاندید کرده ام٬ریشه کن کردن بیکاری در گرو رای آوردن من است.

کاندیدای جنگی:با رفتن به مجلس می خواهم مشت محکمی به دهان دشمنان داخلی و خارجی بزنم اگر می خواهید دشمن از پای در بیاید به من رای دهید.

کاندیدای ضد فساد:دزدها پدر ملت در آورده اند٬ گردن همه دزدها را خواهم شکست ٬سعی می کنم دزدهایی سر کار بیاورم که حق حساب مرا پرداخت نمایند.

کاندیدای اصلاح طلب: من معذرت می خواهم ٬مردم حقی ندارند٬من توبه کرده ام حاضرم در تلویزیون بگویم غلط کردم٬لطفا مرا تایید کنید.

کاندیدای طرفدار جوانان:جوانان امید من هستند٬جوانان ٬جوانان٬جوانان و دیگر هیچ٬شکست من کمر جوانان را خواهد شکست.

کاندیدای طرفدار مردم روستا:مردم روستاها حق دارندکه آب ٬برق ٬تلفن٬موبایل و.....داشته باشند٬چرا کسی تا به حال در فکر این قشر عظیم نبوده است٬من روستاها را آبادخواهم کرد بشرطی که دهاتیها به من رای دهند.

کاندیدای پر ادعا: من سابقه نمایندگی دارم٬در حال حاضر نماینده هستم٬مردم وظیفه دارند به من رای بدهند٬من بیلان کار ۴ سال نمایندگی خود را بصورت کتابی بسیار مجلل منتشر کرده ام٬نزدیک به هزار عکس از خودم در آن کتاب چاپ شده٬ بروید ببینید٬من باید مجددا انتخاب شوم٬به من رای دهید این یک دستور است.