لهجه محلی

یکی از دوستانم خواسته یک پست هم بزبان محلی بنویسم٬راستش از خیلی وقت توفکر ش بوده ام ٬اما بخاطر اینکه ممکنه بعضی از دوستان متوجه لهجه من نشن ٬از آن صرفنظر می کردم .اما امروز با اجازه همه این پست وبا لهجه محلی می نویسم٬اگه  دوستان متوجه  بعضی کلمات  نشدند ٬اعلام کنند تا براشون ترجمه کنم.

دیگ زود از خو پابیدم٬چون خیلی کار داشتم اول بایداداره آموزش وپرورش می رفتم ٬بخاطر ایکه باید مدارک وفاکتوری که از دکتر روز چهارشنبه گرفته بیدم ٬تحویلشو بدم.راسش روز چهارشنبه قلبم کمی اذیتم کرد ومجبور وابیدم دکتر برم .ساعت نه رسیدم اداره کاغذها تحویل مسئوله تعاون دادم ٬کمی ایراد گرفت ٬اما راضیش کردم.بعد سری مغازه ی صداقت رفتم تا جوتینی سی علی بخرم٬هی سیل جوتییا می کردم که موبایلم زنگ خورد ٬یکی از دوسام بید ٬گفت بیو کارت دارم ٬زود رفتم٬وقتکه  رسیدم خونشو ودیدمش گفت :امروزباید سه تا قسط پرداخت کنم واز مو خواس که برسنمش ٬تا ساعت ۱۲ گرفتارش بیدم.بعد اومدم خونه٬کمی خوسیدم اما با سروصدا علی از خو بیدار وابیدم ٬علی گشنش بید وکسی بدادش نمی رسید.خواهش زنک کردم تا تخم مرغی سیش درس کرد.زنک ایراد علی گرفته که سی چه روزه نمی گیره.هرچه کردم نتونسم به خوم ادامه بدم٬نشسم  تاساعت ۵سیل تلویزیون کردم  .بعد رفتم خونه بوام اینا٬دیگ قول بوام داده بیدم که ببرمش بنک کمی بگردد.با او بنک رفتیم ٬بنک که رسیدیم بوام  هی توراه بام دعوا می کرد ومی گفت رانندگیت خوب نی.بوام سلمان که دید گفت: ویس.موهم فورا پام نهادم ری ترمز٬بوام با سلمان چند دقیقی حرف زدن ٬بعد گفت واگردیم کنگون٬مو که از خدام بید فوری بوام اوردم کنگون وخونشون رسوندمش .ساعت ۷بید٬تا افطار یه ساعتی وامندبید٬چند دور دیگه زدم٬نیم ساعت سی اذون مغرب وامندبید٬کنار پارک ساحلی ویسادم افتو  آروم آروم  تو دریا غرق ویبد٬صحنه قشنگی بی٬بیشتر بدرد آدمای عاشق می خورد٬کمی بعد اذون اهل سنت گفتن ٬اونا چند دقیقه زودتر از ما اذون می گن٬فوری حرکت کردم ٬وقتی رسیدم خونه ٬صدی اذون خمو می اومد٬رفتم تو خونه ودو دسی مشغول خوردن غذا وابیدم٬یه ساعت بعد افطار مهمون سیمون اومد٬اونا ۲ساعتی نشسن وبعد رفتن٬مو هم بعد رفتنشو ٬خوسیدم.

طرح تنظیم

به مناسبتهای گوناگون در ایامی از سال جهت کمک به مردم شریف ٬طرح تنظیم بازار از طرف مسئولین محترم به اجرادر می آید٬وهمین امر باعث رفع مشکلات اساسی در زندگی آنهاگردیده است.لذا پیشنهاد داده می شوددر دیگر زمینه های اجتماعی٬ اقتصادی٬فرهنگی و...نیز بشرح ذیل این برنامه اجراگردد:

طرح تنظیم ازدواج:براساس این طرح ٬کلیه افراد متاهل از هم متارکه کرده وافراد مجردنسبت به تشکیل خانواده اقدام نموده وپس از چند ماه از همدیگر جدا شوند.افرادی که ازاین طرح تخلف نمایند په پرداخت جریمه نقدی سنگین محکوم می گردند.

طرح تنظیم آموزش وپرورش:تعطیلی اکثر مدارس واخراج بیشتر معلمان از نکات بسیار مهم این طرح می باشد.ضرورتی ندارد که همه افراد لازم التعلیم درس بخوانندزیرا بودجه کشور که نمی توان صرف اینکارکرد.ضمناعلم ودانش ربطی به ترقی کشورندارد.

طرح تنظیم بهداشت ودرمان:در این طرح آمده که مردم بی خود می کنند که بیمار شونداگر احیانا کسی دچار عارضه ایی غیر از سرماخوردگی گردید ٬بایدکشته شود٬بیت المال که نباید خرج دوا  ودرمان مردم شود.

طرح تنظیم غذاخوردن:بمنطور کمک به اقتصاد کشور٬هر نفر حق خوردن  بیش از سه لقمه غذا در روز ندارد٬چرا بایدمردم با غذا خوردن به  کشور آسیب برسانند.

طرح تنظیم انرژی:یک لیتر سوخت درماه برای خودروهای شخصی وداشتن دوساعت برق در شبانه روزکافی می باشد.مردم باید بدانندکه در برابرنسلهای آینده مسئول ودر روز قیامت باید پاسخگو باشند.

طرح تنظیم مجلس:حفظ مجلس فعلی بمدت ۵۰ سال٬زیرا نمایندگانی دلسوز تر ومسلمانتر از نمایندگان فعلی در دکان هیچ عطاری پیدا نمی شود.

طرح تنظیم آموزش عالی:حذف کلیه رشته های علوم انسانی وتعطیلی دانشگاه تهران.

طرح تنظیم مردن:دراین طرح پیشنهاد میگرددکه نسل آدمهای فقیرباید قطع گرددزیرا دلیلی برای زنده ماندن فقرا وجود ندارد.ثروت ملی که مربوط به نیازمندان نیست.این ثروتها باید خرج بزرگان گردد.

طرح تنظیم جمعیت:به هر خانواده توصیه گردد که ظرف ۵ سال٬پنج نفر به جمعیت کشور اضافه نماید٬زیرا داشتن جمعیت زیاددلیل علمی داردکه ما فعلا از گفتن آن خوداری می کنیم.

 

 

زیرآب زنی

زیرآب زنی چگونه شغلی است؟این سوالی است که بسیاری از افراد در ذهن خوددارند.بعضی این شغل پست سازمانی آنهاست ودر این سمت مشغول انجام خدمت می باشند.افراد زیادی نیزازاین  شاغلان زحمت کش آسیب فراوانی دیده اند.زیر آب زنی یعنی در عمق آب فرورفتن وخدمت کردن ٬اما غواص نیستند.کسی که این شغل   شریف ومقدس را انتخاب می کند٬پس از جمع آوری خوراک ازافراد٬آنها رادرگونی ریخته وبه پیشگاه بزرگان می برد.بزرگان هم در گونی باز کرده وبه جرائم ثبت شده در گونی رسیدگی می فرمایند٬آن موقع است که زیر آب زن محترم کلی حال کرده وارتقاء شغلی پیدا میکند.زیرآب زنها در همه جا لانه وکاشانه دارند٬در بازار٬کارخانه٬ادارات٬مدارس ....وبطور کلی کمتر نقطه ایی می توان یافت که این انسانهای شریف حضور نداشته باشند.زیر آب زن باید کار خود را بطورمستمر انجام بدهد.مهمترین نوع آن٬ زیرآب زنی فرهنگی است٬دراین نوع فرددارای شخصیتی کاملا موجه می باشد٬اوبخاطر بدست آوردن پست ومقامی ٬حتی موضوعات بی اهمیت را رله می کند٬مثلا اگر کسی گفت :امروزهوا گرم است ٬یا خیلی خسته ام٬زیرآب زن ضمن تفسیرآن ٬فورا بطور اتوماتیک انرا رله می فرماید.وپس چند روز نامه ای بدست کسی که  گفته :خیلی خسته ام ٬بدین مضمون می رسد:آقا/خانم....شایسته است جهت پاره ایی توضیحات بدین دائره مراجعه فرمایید.

راستی شما تا بحال با زیر آب زنی برخورد کرده اید؟

28 مرداد

در ۲۸ مردادسال ۱۳۳۲امریکا به کمک ایادی داخلی وخارجی خودبا کودتایی ننگین٬دولت ملی دکتر محمد مصدق را سرنگون وشاه را به قدرت برگرداند.باوجود گذشت سالهااز این واقعه ی تلخ٬ما حتی به اندازه سر سوزنی از دکتر مصدق یاد نکرده ایم.بطور مثال با وجودداشتن این همه خیابان٬کوچه٬مدرسه٬دانشگاه٬استادیوم٬پارک٬سالنهای ورزشی ودیگر مکانهای عمومی وخصوصی در شهرها وروستاها٬حتی یک بن بست نیز بنام این مرد بزرگ نامگذاری نشده است.شاید علل زیر باعث فراموش شدن یاد این مرد بزرگ باشد:

  • ملی شدن نفت اهمیت چندانی ندارد.
  • مدرک تحصیلی مصدق قلابی بوده است.
  • نام او ٬محمد نیست.
  • او صورت خود را باتیغ اصلاح میکرد.
  • به مخالفان خود اجازه فعالیت می داد.
  • خودش از امریکا خواسته علیه او کودتا کند.
  • در خارج درس خوانده است.
  • نخست وزیر بوده است
  • در رشته حقوق درس خوانده است.
  • نام خانوادگیش مصدق است.
  • کراوات می زده است.

آدم حسابی

اگر می خواهید روی شما خیلی حساب کنند٬مهم باشیدوبقول معروف شما را آدم حسابی بدونند.٬باید ویژگیهای زیر داشته باشید:

۱.بادیگران احوالپرسی نکرده وجواب سلام کسی  ندهید.

2.اگر بدهکار کسی هستید سعی کنید تاحدالامکان بدهی خودرا پرداخت نکنید.

۳.به پدرومادر خوداحترام نگذارید.

۴.دائمادروغ بگویید.

۵.درانجام عبادات٬ ریا وتظاهر فراموش نکنید.

۶.سعی کنید بالهجه تهرانی(تهرونی)صحبت کنید.(این بند شامل تهرانیهانمی شود)

۷.وقتی لباس زیبایی برتن داریدتا می توانید بدیگران فخر بفروشید..

۸.با النگو٬گوشواره٬گردنبندودیگر زینت آلات خیلی قیافه وافاده برای خودتان درست کنید(این بند شامل مردهانمی شود)

۹.اگر فقیری دیدید حتما اورا مسخره کنید.

۱۰.پول ودارایی خود رابه رخ دیگران بکشید.

۱۱.دعوای روزانه باهمسایگان فراموش نکنید.

۱۲.سعی کنید عبادات خود را جلو دیگران انجام بدهید.

۱۳.به اموال عمومی جامعه آسیب برسانید.

۱۴.اگر پست یا مقامی دارید همیشه خود راعبوس نشان دهید.

۱۵.دزدی کردن ازاموال بیت المال فراموش نکنید.

۱۷.از دیگران بخواهید دائما از شما تعریف کنند.

۱۸.به خودتان زیاد امضابدهید.

۱۹.مرتب قسم بخورید.

۲۰.با پولهایی که دزدیده ایدبه مکه بروید.

 

 

 

 

 

دانشگاه (2)

دانشگاه غیر انتفاعی:این نوع مرکز آموزشی٬مثل مدرسه غیر انتفاعی است٬ با این تفاوت که مدرکش فوق دیپلم است.کسانی وارد این دانشگاه می شوند که هیچ جا اونها را تحویل نمی گیرند.

دانشگاه تربیت معلم:دانشجواوایل که تواین دانشگاه پذیرفته میشه ٬کلی  واسه خودش کلاس می زاره٬اما سال سوم می دونه که آینده چه بر سرش می خواد بیاد. این دانشگاه با مراکز تربیت معلم کلی فرق می کند.

 مراکزآموزش ضمن خدمت:بجز معلمها کسی وارد این مراکز آموزشی نمی شود.معلمها هم نی برای درک مطلب می روند بلکه برای کسب مدرک می روند.در این مراکز چیزی به علم ودانش افراد افزوده نمی شود.

دانشگاه آزاد:در این دانشگاه همه چیز آزاد وآزاد است.در زبان عربی به آن جامعه الحره می گویند.خوراک این دانشگاه ٬پول است.دانشجویان رشته های فنی به محض قبولی هم دیگر را مهندس صدا می زنند.چیزی بنام دانشکده در این مراکز آموزشی وجود خارجی ندارد.البته اسم دانشکده بالای اوراق امتحانی دیده می شود.کلاسهای دانشگاه مانند اتوبوس واحد مملو از جمعیت است.کلیه رشته های صغیر وکبیر در این دانشگاه موجود می باشد.

علمی کاربردی :هرچه بگویید در مورد این دانشگاه صدق می کند .پس هرچه دل تنگتان می خواهد راجع به آن بنویسید.

دانشگاه(1)

بعد از انتخاب رشته توسط داوطلبان ورود به دانشگاهها٬جهت کمک به این عزیزان٬امروز به معرفی انواع دانشگاههامی پردازیم.امید است مورد توجه دواطلبان گرامی قرار گیرد.

دانشگاههای روزانه:این دانشگاهها همانطور که اراسمشان پیداست٬فقط در روز روشن فعالیت می نمایند.شبها بطور اتوماتیک لامپ های دانشگاه خاموش می شود.برای ورود به این مراکز آموزشی باید حسابی اهل درس ومشق بود٬افراد خلنچه دراین دانشگاهها جایی ندارند.رشته علوم انسانی دراین نوع موسسات عالی٬ بسیار درد سر ساز است.اگر کسی دراین مراکز درس می خواندباید سعی کند وارد سیاست نشودوگرنه سروکارش با دستبداست.ساک سامسونیت از لوازم ضروری جهت ایاب وذهاب در این دانشگاههاست.

دانشگاههای شبانه:درست برعکس مراکز روزانه ٬شبها لامپ های این دانشگاه روشن می شود.کسانی وارد این موسسات عالی می گردنند که آنهارا به دانشگاههای روزانه راه نداده اند.چراغ خاموش رفتن دراین دانشگاه ممنوع است.دانشجویان اهل سیاست ودرد سر نیستنند .در این مراکز از دستبد خبری نیست.برای رفت وآمد نیازی به سامسونیت نیست زیرا کسی فرد ساک بدست نمی بیند.از مشخصه بارز دانشجویان این دانشگاه خوب خوابیدن در روزروشن است.

دانشگاه پیام نور:علت نامگذاری این مراکز آموزشی به این نام ٬خواب دیدن پیشنهاددهنده آن است٬وی درخواب می بیند که عده ایی جوان دور شمعی درس می خوانند ٬صبح به او گفته می شود که تعبیرخواب دیشبش تاسیس دانشگاهی بنام پیام نور است. بارتبه ۳۰۰۰۰۰هم می توان دراین دانشگاه قبول شد.درسها بصورت کنتراتی ارائه می گردد.

دانشگاه مجازی:معنی دقیق این مراکز آموزشی ٬دانشگاه دروغکی است.استادودانشجو  ا ز ماوراالطبیعه با هم ارتباط برقرار می کنند.گفته می شود این دانشگاه توسط فرمانده ارتش سری(نام فیلمی که چند سال پیش از تلویزیون پخش شد)تاسیس شده است.از زیر لحاف هم می توان در کلاسهای این دانشگاه شرکت کرد.

چرا تلویزیون تماشا می کنید

می توان ادعا کرد که هر فرد در طول شبانه روزساعاتی از وقت خود را با تماشای تلویزیون می گذراند.سوال اصلی این است که از برنامه های تلویزیون چه چیزهایی یاد می گیریم.افرادمختلف به سوال ما اینجوری پاسخ داده اند.

وزیر:برنامه هاش خیلی خوبه ٬از من خیلی تعریف می کنند.من به کارمندان وزرارتخانه گفته ام چاپلویسی رااز تلویزیون یاد بگیرند..

نماینده مجلس:هر وقت بخواهم سر مردم شیره بمالم٬به تلویزیون نگاه می کنم.

داورفوتبال :برای سرپوش گذاشتن برروی اشتباهات٬برنامه هاش حرف نداره.

معلم:به فرموده لقمان حکیم ٬ادب واز برنامه های بی ادب جعبه جادویی یاد می گیرم.

قصاب:کارشون عین مااست٬ما گوسفندان سلاخی می کنیم ٬تلویزیون ٬مردم  بیچاره راداغون می کنه.

پزشک:برای بیمارکردن مردم ویروس کاملی است.

مهندس:نظارت الکی بر پروژه هاازبرنامه ی تلویزیون یادداشت می کنم.

زن:غر٬غر کردن را با تلویزیون تمرین می کنم.

مرد:فیلمهاش بری سرکار گذاشتن خانمهافوق العاده است.

فروشنده :چگونه قالب کردن جنس بنجل به مشتری٬از تلویزیون می آموزم.

دانش آموز:تقلبی هاش غوغاست٬برای جلسه امتحان حرف نداره.

آشپز:وقتی بخوام غذا شور یا بی نمک بشه ٬به تلویزیون نگاه می کنم.

                           شما از برنامه های تلویزیون چه چیزی یاد گرفته اید.

انتقاد

ازهرکس که بپرسی نظرت راجع به انتقاد چیه٬قیافه حق به جانبی میگیره ومیگه:انتقاد خیلی خوبه ٬جامعه بدون انتقاد ٬اجتماعی مرده است٬اما.......وهمین اماباعث میشه که بحث انتقاد تعطیل بشه .با اجازه شما معیارهایی ازطرف بزرگان برای انتقاد تعیین شده ٬که ما بدون دخل وتصرف به اطلاع شما میرسانیم٬امید است با بکار گیری آن از منتقدان پیشرو جامعه باشید.

  • سطح انتقاد را رعایت کنید:بدانید که از هر کس نمی توان انتقاد کرد٬معنی نمی دهد که شما به خود اجازه بدهید از ٬ازمابهتران انتقاد کنید.
  • وقتی انتقاد می کنید نبایدمنظورتان فرد یا افرادی باشد:مثلا نگویید فلان مسئول کار مردم انجام نمی دهد٬بلکه از رنگ ماشین اداره انتقاد کنید.
  • انتقاد باید در قالب وجملات خاصی بیان شود:مثلا اگر برق شهر قطع شد٬نگوییداین چه اوضاعی است ٬چرا برق رفت؟جمله صحیح در این موقع این است که بگویید:امروز هوا کمی گرم است.
  • درانتقاد باید از افرادتعریف هم کرد:مثلا بگویید:آقای .....که فدایش شوم٬خاک پایش هستم٬دورش بگردم٬کمی خسته است.
  • انتقاد بایدبرای  فرد انتقاد کننده٬سازنده باشد:درغیر اینصورت باید به او توهین کرد.مثلا به او گفت :برو نافهم.
  • بایدبه افرادی که انتقادفدایت شوم می کنند٬جایزه داد.
  • انتقادباید از عملکردافراد خیلی پایین  باشدودر همان پایین بماند:مثلا بجای انتقاد از وزیر ٬وکیل  واستاندار٬رفتگر را مورد حمله انتقادی قرار داد.
  • اگرانتقاد به مزاج بزرگان خوش نیامد٬باید باچماق به سر انتقاد کننده کوبید تا دیگر هوس انتقاد نکند.
  • انتقاد نکنید٬مگر مرض دارید٬اصلا شما چکاره اید ٬به شما چه مربوط٬بیخود می کنید٬دفعه آخرتان باشد.

صف

حتما تو صف های مختلفی ایستاده اید٬ صف مدرسه٬اتوبوس٬قندو شکر٬روغن و........نمونه صف هایی هستند که شما سابقه ایستادن در آنهارادارید.ضمنا باید خودرا برای صف محشر آماده کنیم.دیروزدر صفی ایستادم که تا حدودی ترس از صف محشررادر وجودم از بین برد. شمارا به خواندن گزارش ایستادن دراین صف ٬ دعوت می کنم .

صبح ساعت هشت از خواب بیدارشدم٬خانم به طعنه گفت:سحرخیز شدی.قیافه حق به جانبی گرفته وگفتم:امروز بمناسبت ماه مبارک رمضان قراراست از طرف اداره بازرگانی ٬مرغ منجمد توزیع کنند٬باید فوری به آنجا بروم.اوگفت :امروز هوا خیلی گرمه ٬نمی خواد خودتوبرای پنج کیلو مرغ اذیت کنی٬راحت بخواب ٬تنها امروز که توزیع نمی کنند.بخاطراینکه خود را خیلی قاطع نشان بدم گفتم:نه ٬من امروز باید مرغ بگیرم.اوچیزی نگفت ومشغول انجام کارش شد٬دلم می خواست یکبار دیگر ازمن بخواهد که نروم ٬اما بی انصاف حرف خود را تکرار نکرد.با حالتی خواب الود عازم محل توزیع مرغ شدم.در راه به خودم می گفتم :زود مرغ می گیرم وبعد راحت به خواب نوشین بامدادی ادامه می دهم.وقتی به آنجا رسیدم ٬دوصف بسیار طولانی تشکیل شده بود٬ تاچشم کار می کردخلق الله ایستاده بودند٬گرمای سوزان آفتاب نیز حریف جماعت مرغ خوار نمی شدوآنهاهمچون رشته کوههای زاگرس با صلابت در صف ایستاده بودند.با چشمانم صف را ورانداز کردم ٬شایددوست وآشنایی تعارف کرده وجایی به من بدهد٬چند نفر آشنا دیدم ٬اما آنهاحتی نگاهشان را از من دریغ می کردند٬صف هر لحظه شلوغ تر می شد٬هر کس حرف وحکایتی بیان می کرد٬چند نفر ادعا می کردند که بعد از اذان صبح به اینجا آمده اند٬بعضی هم خدا راشکرمی کردند که دولت ٬اول ماه مبارک رمضان بداد مردم رسیده ومرغ توزیع می کند.در صف خانمها بین دو زن دعوای شدیدی در گرفته بود و در این بین چه خیراتهایی که اول ماه رمضان نصیب مردگان خود نمی کردند.کارگران مرغ فروشی چنان کلاسی گذاشته بودند ٬که اگر کسی آنها را نمی شناخت فکر می کرد متخصصان علوم فضایی ناسا هستنند.ساعت عدد ۹ را نشان می داد٬آفتاب هر لحظه گرمتر می شد.یکی از کارگران مرغ فروشی در حالی که با عینک عجیب وغریب دودی خود ور می رفت خیلی با افاده وتکبررو به جمعیت کردوگفت :ساعت ۱۱مرغ توزیع می شود.تصمیم گرفتم که به خانه برگردم ٬اما یاد حرفهای که  صبح زده بودم ٬ افتادم٬لذا تصمیم گرفتم که بمانم .پیر مردی از گرما غش کرد٬اورا به مغازه روبرو انتقال دادند.یکساعت دیگر گذشت ٬همه احساس بلاتکلیفی می کردنند٬ساعت ۱۱شد همه آماده گرفتن مرغ شدند٬اما یکی از کارگران ناسا خیلی قاطعانه به مردم گفت :بنابراعلام اداره بازرگانی ٬امروز مرغ توزیع نمی شود ٬زود جلو مغازه را خلوت کنید.همه دچار بهت و حیرت شده بودند٬دیگر نمی توانستم بمانم ٬کم کم راه افتادم اما دلم نمی خواست به خانه برگردم٬ جای دیگری هم سراغ نداشتم  که بروم٬آفتاب همچنان برسرم می کوبید.ناچار به خانه رفتم تادر باز شد سریع به اتاق رفته وپتو روی خود کشیدم ٬کسی چیزی نگفت ٬نفس راحتی کشیدم.

 

دعا

ضمن تبریک آغاز ماه مبارک رمضان ٬همه  دعای زیررا با هم می خوانیم.

خدایا :اشعه خورشید عالمتابت رابرما سرد کن٬تااز شدت گرماناچار به روشن کردن کولرگازی نشویم٬زیرا پول پرداخت مصرف برق آنرا نداریم.

پروردگارا:در پیدا کردن کار٬به جوانان ما کمک کن٬زیرا خیلی از بیکاری دربدر شده اند.

معبودا:چشمان مارا سالم٬کلیه های مارا عاری ازشن ٬رگهای ما را بازوقلب مارا سالم نگهدار٬تا محتاج پزشکان نشویم٬زیرا بی مروت تر از این جماعت٬قومی وجود ندارد.

ربنا :جیب های خالی مارادر برابرفشار شهریه دانشگاه مقاوم کن٬زیرادرغیر اینصورت باید قید درس خواندن را زد.

آفریدگارا:به مسئولان مااین آگاهی عطا کن که بدانند ما فقط بنده توهستیم ونه برده آنها.

خدایا:نمایندگان مارا از خواب زمستانی بیدار کن ٬تامتوجه شوند که مجلس مکان خوابیدن نیست.

خالقا:ستون فقرات مارا محکم کن تا در زیر وامهایی که داریم شکسته نشود.

پروردگارا:بلایای غیر مترقبه برما نازل نکن٬ زیرا کسی بداد ما نمی رسد.

معبودا: باران رحمتت را برما نازل کن٬ شاید گندمی سبز شودوما از گرسنگی نمیریم.

 

تقدم زن برمرد

به هزارو یک دلیل خانمهامقدم برآقایان هستنند.البته ما بیشتر از چند دلیل ذکر نمی کنیم ٬بقیه اش خودتان می دانید.

۱.خانمهااز آتش آفریده شده اند ٬آقایان از کاه گل.

۲.حوا باعث تبعیدآدم به زمین شد.

۳.در موقع عقد خانمها "بله"می گویندوآقایان هیچکاره اند.

۴.وزیر جنگ از خانواده محترم ٬خانمهاست.

۵.خانمها ژنرال وآقایان سرباز صفر تشریف دارند.

۶.دعواها از جبهه مردها شروع نمی شود.

۷.اگر زنی شوهر خود را کتک بزند ٬همه اورا تحسین می کنند٬اما وای بحال مردی که به زن  خود بگوید: بالای چشمت ابرو است ٬آن وقت محشر کبری برپا می شود.

۸.خانمها مهریه دارند ولی آقایون آنچه هم که دارند باید بنام همسر خود  کنند.

۹.به بیشتر مردها زن ذلیل می گویند اما اصطلاحی بنام مرد ذلیل وجود ندارد.

۱۰.من بخاطر نوشتن این پست کتک می خورم٬ پس هستم

گفتگو

  گفتم:بیکارم واز سرگردانی مردم.                       گفت:سرت سلامت باشد.

گفتم:همسرم مریض است وپول دوا ودرمان ندارم.    گفت:انشالله همه چیز درست می شود.

گفتم:نمی دونم خرج دانشگاهم چطور تامین کنم.    گفت:خودش جور می شود.

گفتم:درتامین نیازهای زندگی مانده ام .                 گفت:همه چیزفراوان است.

گفتم:کسی بدرددلم گوش نمی کند.                     گفت:گوش برای شنیدن درد دل نیست.

گفتم:هنوز مستاجرم.                                         گفت:در فکر خانه آخرت باش.

گفتم:سالی یک کیلوگوشت نمی توانم ٬بخرم.       گفت:بجایش آب بخور.

گفتم:مسئولان بفکر مانیستنند.                          گفت:آنهابفکر خانواده  ی خود هستند.

گفتم:نماینده مجلس فقط ادا در می آورد.               گفت: نمایندگی یعنی ادا درآوردن.

گفتم:برای انجام کارها ٬بایدرشوه داد.                    گفت:رشوه دادن برابرقانون است.

گفتم:می خواهم ازدواج کنم اماچیزی ندارم.                  گفت:ازدواج نکن..

گفتم: گوجه فرنگی گران شده است.                      گفت:بیا ازکوچه مابخر.

گفتم:ازدست توخودکشی میکنم.                          گفت:بفرما طناب حاضر است.                   

پول

اگر الان به شما خبربدهند که ۱۰۰میلیون تومان به حسابتان واریز شده ٬بااین پول چکار می کنید؟ممکن سوال شود٬خودت چکار میکنی؟برای من سه حالت ممکن است بوجود بیایید:

حالت اول:چون در عمرم چنین پولی ندیده ام ٬حتما دیوانه شده وسر به بیابان می گذارم.دراین حالت قانون اجازه دخل وتصرف پول به من نمی دهد٬پس برایم فایده ای  ندارد .                                                               

حالت دوم:اینکار امکان ندارد من همیشه بد شانس بوده ام٬باخودم می گویم حتما خواب می بینم٬وممکن است یهواز خواب بیدار شده وهمه چیز تمام  شود .                                                                       

حالت سوم: دیوانه نمیشم٬خواب هم نمی بینم٬کمی وام هم می گیرم٬ می زارم روش ویک خونه درست وحسابی تو شیراز نزدیک پارک قوری(بقول شیرازیها زرهی)می خرم .

ضرب المثلهای آموزشی وپرورشی

به دنیای ضرب المثل های تربیتی ٬ آموزشی و اداری خوش آمدید .

با تربیت تربیت ٬ کسی با تربیت نمی شود .

طرف تو مدرسه راهش نمی دادند ٬ وزیر آموزش و پرورش شد .

کمیسیون آموزش مجلس ببین ٬ آموزش و پرورش را خراب کن .

سال تحصیلی آخرش قبولی است .

در مدرسه اگر یک مربی تربیتی است ٬ تربیت بس است .

ناتوان بود هر که دانا بود .

میگم نمره نیاورده ٬ میگه قبول است .

هر مدیر کلی ٬ حتما نوچه دارد .

سال تحصیلی از وزیرش پیداست .

میخواست حقوقش رو اضافه کنه ٬ وامهایش رو اضافه تر کرد .

من از بی احترامی هرگز ننالم ٬ که هرچه با من کرد آموزش و پرورش کرد .

آموزش و پرورش ما از اول اوراق بود .

آموزش و پرورش از وزیر گنده گردد ٬ نی ز رفتگر .

از معلمی پشیمان گشتم ٬ مرحمت فرموده و ما را دانش آموز کنید .

هر که کارش بیش ٬ حقوقش کمتر .

سی سال خدمت تموم شد و رو سیاهی به آموزش و پرورش ماند .

وزیر بردند مدرسه ٬ گفت معلمها زیادیند .

مرگ

همه ی ما گاه گاهی به مرگ فکر کرده ایم٬حالا اگر کسی به ما اطلاع بدهد که بیشتر از یکروز زنده نیستیم٬به نظر شما چه واکنشی از خود نشان می دهیم.جوابهای زیر را بخوانید.امیدوارم عمر دوستان به طولانی عمر نوح باشد.

معلم:نگران پرداخت وامهایم هستم٬بیچاره بازمندگانم که پس ازمرگ نیز باید جور مرا بکشند.

جراح متخصص:نه٬نه من مرگ رادوست ندارم .می خوام برم اروپا وازپولهام حسابی لذت ببرم.ترا خدا من نمیرم.

بازاری:اوضاع کاسبی اونجا خوبه؟میشه یک تجارتخونه راه بندازم.پول می دهم تا نمیرم.

نماینده مجلس:تکلیف این همه شیره مالیدن سر ملت چه میشه.طرحی به مجلس ارائه می دهم که مرگ شامل نمایندگان نشود.

وزیر:ایکاش وزیر نشده بودم٬وزارت اینجا خوبه اما اون دنیا کسی تحویل نمی گیره.

راننده:تخت گاز آماده ام٬کاری نداره.

کشاورز:فکر کنم بهتراز این دنیا باشه.

وزیرآموزش وپرورش:طرح جدایی مردگان زن ومرد اجرا می کنم.

شاعر:من مست می عشقم ٬هوشیارنخواهم شد.

زن:نه٬نه من اون دنیا نمی رم٬بعد از من شوهرم زن می گیره.

مرد:اگه اونجا مجرد می مونم٬آماده ام.بریم که رفتیم.

استاندار:قرار نیست من بمیرم.

دانشجو:بشرطی که امتحان توش نباشه ٬حاضرم بمیرم.

قاضی:حکم جلب عزرائیل می دهم.

سید رضاحسینی:اگر بارگران بودیم رفتیم.آخیش از شر آموزش وپرورش راحت میشم.

.

                               راستی پاسخ شما چیست؟

 

 

 

 

فارسي را پاس بداريم

در ادبيات ايران سبك جديدي در نگارش آغاز شده كه شما را به مطالعه آن دعوت مي كنيم.

چه ننويسيم

چه بنويسيم

ما نمي توانيم در هر كاري دخالت كنيم ما مي توانيم در هر چيز پا برهنه بدويم
ضعيف ترين مدير ٬ مدير ارشد استان است مدير ارشد استان نمونه است
گراني كمرمردم  را شكسته است اصلا چيزي بنام گراني وجود ندارد
مشكل معلمان حل كنيد معلمان مشكلي ندارند و گوش به فرمانند
نمايندگان مجلس براي خودشان كار مي كنند نمايندگان مجلس ٬دلسوز ملت هستند
انتقاد كنيد چيزي براي انتقاد كردن وجود ندارد
در كنگان چيزي بنام نظم وجود ندارد همه جا امن و امان است
ريا و تظاهر و تزوير همه جا موج مي زند الحمد الله مسئولان خيلي با ايمانند
در شوراي اداري استان مديران از هم تعريف مي كنند در شوراي اداري ٬نقد و برسي غوغا مي كند
وجود افراد نالايق باعث ايجاد فساد مي گردد خدا را شكر كه فسادي وجود  ندارد
چيزي بنام نطام آموزش و پرورش ٬وجود ندارد ما بهترين آموزش و پرورش دنيا داريم
هر روز بر افراد تحت پوشش كمينه امداد افزوده مي شود به علت عدم وجود نياز مندان٬كميته امداد تعطيل مي شود
برنامه هاي صدا و سيما كسل كننده است از مسئو لان صدا و سيما بخاطر برنامه هاي متنوع ٬متشكريم
سن فساد پايين آمده است فساد را چطوري مي نويسند
فوتبال ايران ٬محله ايي شده است برزيل جلو فوتبال ما ٬لنگ مي اندازد
آثار باستاني كشور در حال نابوديست شب و روز از آثار باستاني محافظت مي شود
براي گرفتن پست چاپلوسي نكنيد ما چاكريم ٬دست شما را مي بوسيم
پول داشته باش ٬همه چيز داري ثروتمند و فقير با هم برابرند

افزایش جمعیت

درموردافزایش جمعیت دو دیدگاه وجود دارد.طرفداران دیدگاه اول اعتقاددارندکه:بعلت ملاحظات سیاسی ٬اجتماعی٬اقتصادی٬بهداشتی وفرهنگی نباید جمعیت کشور افزایش پیدا کند.اماهواداران دیدگاه دوم٬افزایش جمعیت کشور رانشانه پیشرفت وترقی در تمام زمینه هامی دانند.ما بدون ارائه دلیلی ٬ضمن رد نظریه اول٬با دلایل ذیل از دیدگاه دوم طرفداری می کنیم.

  • کاهش بیکاری:هروقت جمعیت کشور افزایش پیداکند٬براساس علم پیازی وگوجه فرنگی ٬بیکاری سیرنزولی پیداخواهد کرد.در اقتصاداصلی بنام عرضه وتقاضا وجود دارد٬براساس این اصل هروقت گرانی زیادی دربازار باشد برای ازبین بردن آن باید کالا بیشتری وارد آن کرد٬ افزایش جمعیت نیز ازاین اصل پیروی می کند٬مانندگران شدن پیاز٬که اگر بخواهیم آنرا ارزان کنیم باید پیاز زیادی به بازار تزریق کرد٬برای از بین بردن بیکاری نیز باید جمعیت کشور راافزایش داد.آنگاه بیکاری ازبین می رود.
  • کم شدن درصد معتادان:درحال حاضرعده ایی معتقدندکه درصد معتادان به موادمخدر با توجه به جمعیت کشور ٬زیاد می باشد.حساب کنید اگر جمعیت کشور از ۷۰میلیون به ۱۷۰میلیون افزایش پیدا کند٬بطور خودکاردرصد معتادان کاهش پیدا می کندودیگر دلیلی برای نگرانی در این زمینه وجود ندارد.
  • افزایش نقش کشور مادر صحنه های بین المللی :داشتن کشوری پرجمعیت باعث حضور ودخالت بیشتر درمسائل بین المللی می گردد.با نگاهی به جامعه جهانی می توان به این امر مهم پی برد. 
  • ایجادخلاقیت دربین قشر جوان:موقعی که جمعیت کشورکم باشداحتمال اینکه تواناییهای بالقوه به بالفعل تبدیل شوند٬ وجود ندارد.اما افزایش جمعیت باعث ایجاد خلاقیت در جوانان می گردد٬موقعی که جمعیت کشور به ۷۰ میلیون نرسیده بود ٬هیچکدام از جوانان این کشور قادر به پختن سمبوسه وفلافل نبودننداما باافزایش جمعیت شاهد پیشرفت جوانان در زمینه پخت وتهیه این اغذیه هستیم.
  • زیاد شدن نخبه گان:در کشورهای کم جمعیت فردی بنام نخبه وجود ندارد٬امابیشتر نخبه گان سروکله شان در کشورهای پرجمعیت پیدا می شود.آنوقت می شود بعنوان کالا آنها را صادر کرد٬واگر خودشان رفتنند از چیزی بنام فرار مغزها نترسید.

روانشناسی عشق

حسن غلامی را اکثر مردم استان بوشهر بخاطر بازی دربرنامه های طنز صدا وسیما می شناسند.او سال ۷۵در دبیرستان دکتر حسابی بنک دانش آموزم بود ٬هروقت از حسن درس می پرسیدم اوبشکل نمایش جواب می داد.در هر جلسه سوال می کرد که ٬ فرد عاشق  چه علائمی دارد.حالا هم که سنی ازش گذشته هر وقت مرا می بیند٬ سوالش تکرار می کند.اخیراازمشهدبرایم مسجی فرستاده و خواهش کرده که به پرسش او پاسخ بدهم.فکر کنم حسن خان تازگیها عاشق شده که روی سوالش خیلی پافشاری می کند.امروز به پرسش اوپاسخ می دهم٬امید است بازیگر برنامه شونشینی ازمن راضی شده باشد. 

علائم فرد عاشق

  • بیخود خندیدن٬زیاد خوشحال بودن.
  • بی توجه به حرفهای دیگران.
  • زیاد آب دهان قورت دادن.
  •  وارونه لباس  پوشیدن.
  • باخود جلسه گرفتن٬تشکیل جلسه یک نفره به ریاست فرد عاشق.
  • سرخواراندن بطور متناوب وپی درپی٬چون فرد عاشق به حمام نمی رود درموهایش انواع جانوران پیدامی شود.
  • بدون اینکه کسی بااوسلام کند ٬علیکم سلام می گوید.
  • هر وقت خوابیده لبخند برلب دارد.اگر درجه عشقش زیاد بالا باشدشبها درخواب راه می رود.
  • پیراهن خود را هنگام بستنی خوردن کثیف می کند.
  • اشعارحافظ رااشتباه می خواند.
  • نوشابه مورد علاقه اش شانی است ٬که درپیاده رو می نوشد.
  • باخودش زیاد خلو ت می کند.
  • سر کوچه زیاد می نشیند وتسبیح می چرخاند.
  • بیشتراوقات پای برهنه راه می رود. 
  • نوار خالی خیلی گوش می کند.

                                       

مالیات

 مالیات و پرداخت آن ٬بحث ها ی گوناگونی در جامعه مطرح کرده است .همیشه این سوالات مطرح می باشد که چه کسانی مالیات بدهند و چه افرادی باید از پرداخت آن معاف کرد.به پیشنهادات زیر توجه فرمایید.

مالیات دهند گان

علت              

کارمندان دولت و کارگران جمعیت زیاد و گرفتن حقوق زیاد
توپ جمع کن های میادین فوتبال توپ زیاد به دستشان می خورد
چوپان ها و خانواده های عشایری داشتن گله زیاد و جمعیت انبوه خانواده ها
دانش آموزان و دانشجویان خرید کتاب و مصرف کاغذ
سربازان از جلو نظام ٬به چپ ٬چپ
کسانی که در صف نانوایی می ایستند مصرف بیش از حد نان
کارگران کوره آجر پزی جابجایی زیاد آجر
رفتگر های  خیابان ممکن است در حین کار ٬اشیا گران قیمت پیدا کنند
دستفروشان استفاده از فضا آزاد اقتصادی
شرکت کنندگان در ورزش صبحگاهی استفاده از اکسیژن پاک
عروس و داماد ها تشکیل خانواده و گرفتن وام

مالیات ندهند گان

علت

 کارخانه داران کمی در آمد  و نداشتن بضاعت لازم
طلا فروشان فروش اندک
بنگاهای معاملاتی زمین دلسوزی بیش از  حد به مردم و افراد بی پول
صرافان مگر صرف کردن پول در آمدی دارد
بساز و بفروشها اینها چیزی برای خودشان نمی خواهند
تجار کالا مستحق  ذکاتند
پزشکان متخصص آیا باید بابت معالجه مردم ٬مالیات پرداخت