قبل وبعد
زن(قبل از ازدواج): تو با من ازدواج کن٬ هیچ توقعی از ت ندارم ٬با دار و ندارت می سازم٬برای من افتخاری بهتر از زندگی کردن با تو نیست٬من از زندگی پر زرق وبرق بدم می آید.اگر با من ازدواج نکنی ترشیده می شوم.
مرد(قبل از ازدواج):عزیزم تو اولین وآخرین عشق من هستی٬بجز تو به کسی فکر نمی کنم٬دار و ندارم من تویی٬تو فرشته نجات من هستی.هرچه دارم به پایت می ریزم.
زن(بعد از ازدواج): پدر ومادرت را هزار بار در خونه مافرستادی ٬چقدر به دست و پام افتادی ٬خواهش کردی تا قبول کردم باتو ازدواج کنم٬من هزارتا خواستگار داشتم٬ زندگی کردن با تو چیزی به جز بدبختی برای من به ارمغان نیاورده است٬زندگی من باید فوق العاده لوکس باشد.
مرد(بعد از ازدواج):تو دیگه چه بلایی بودی که به جون من بیچاره افتادی٬والله اگه سرطان گرفته بودم بهترم بود.حیف یک ریال که خرج تو کنم.جون مادرت دست از سرم بردار.
نماینده(قبل از انتخاب): شما تاج سر من هستید٬من افتخار می کنم که نوکر شما هستم٬ در برابر اقیانوس ملت همه باید سر خم کرده وتعظیم نمایند.اگر مرا انتخاب کردید قول می دهم که تمام مشکلات شما حل نمایم.مرد وقولش.
نماینده(بعد از انتخاب شدن):من نمی دانم این مردم بیسواد از جان من چه می خواهند٬ ملت باید بدانند که با سرور خود چگونه رفتار نمایند٬شما که این همه توقع تان بالا بود می خواستید مرا انتخاب نکنید٬کی گفته مردو قولش٬هر کی گفته بی خود کرده است.
دانشجو(قبل از فارغ التحصیلی):من خوشبخت ترین موجود روی زمین هستم٬حاضر نیستم شغلی انتخاب کنم که کلاسم پایین بیاورد٬مدرکم با دنیا عوض نمی کنم.
دانشجو(بعد از فارغ التحصیلی):ای خدا از بیکاری مردم٬کاش مرا به عنوان نگهبان استخدام می کردند٬مدرکم به درد در کوزه هم نمی خورد.
سلام من سید رضا حسینی متولد روستای بنک از توابع شهرستان کنگان هستم ودر حال حاضر