اگر می خواهید بچه عاقل٬با ادب و کاردرستی باشید سعی کنید در زندگی به اشتباهات انجام نداده خود اعتراف کنید ٬ چنین عملی باعث می گردد که شما جزء مقربین درگاه از ما بهترا ن شوید٬به نمونه هایی از اعترافات بعضی از افراد توجه فرمایید.

وزیر:(چون حرف زدن در مورد وزراء جزء خطوط قرمز می باشد از نوشتن اعترافات این عزیزان معذوریم٬زیرا ممکن است ما را وادار به اعتراف کنند .)

نماینده مجلس:من اعتراف می کنم که مردم سرم کلاه گذاشته اند٬اصلا دوست نداشته و ندارم که نمایندگی مردم به من واگذار شود .بخاطر خدا و خدمت به مردم ٬چنین مسئولیتی پذیرفتم.

کدخدای فدراسیون فوتبال :مهمترین اعترافی که می کنم این است که از حق میزبانی جام جهانی گذشته چشم پوشی کردم ٬رئیس فیفاخیلی اصرار کرد ولی من نپذیرفتم.

معلم:زندگی من یک نوع اعتراف است ٬البته منطور خاصی ندارم لطفا مرا به حراست نبرید.

مدیریت سایت دستمال نیوز:اعتراف می کنم که یک ژورنالیست واقعی هستم قربون همه مدیران برم به شرطی که هوای شماره حسابم داشته باشند.

....خصوصی سازی:باید اعتراف کنم که در واگذاری اموال مردم به نور چشمی ها کوتاهی کرده ام ٬خدایا مرا ببخش.

شهردار: شهر من باشد دلیل اعتراف ٬برید بابا چه اعترافی چه آشی چه کشکی.

مرد:با صدای بلند اعتراف می کنم که اعتراف می کنم که بار ها از دست مبارک عیال کتک نوش جان کرده و خواهم کرد.

زن:من چیزی ندارم که به آن اعتراف کنم ٬انشا الله اگر موفق به در آوردن چشم شوهرم شدم حتما اعتراف خواهم کرد .

زری:اعتراف می کنم که لیلی واقعی من هستم .